This site uses cookies to provide a better experience. Continuing navigation accept the use of cookies by us OK
ambasciata_teheran

پیام

 

پیام

ماموریتی که افتخار آن را یافته ام تا در ایران عهده دار آن گردم، ماموریتی بس پر مسئولیت می باشد. در برهه زمانی کنونی، دو کشور متبوع ما ایران و ایتالیا در آستانه تحولی بزرگ قرار گرفته اند، تحولی منبعث از دگرگونی در روابط میان ایران و ایتالیا، میان ایران و جهان غرب و میان ایران و مناطق پیرامونی که این کشور را دربرگرفته اند.

همانا پویائی جهان، به جنبش در آمده است، جنبشی سریع و گاهاً غیرقابل پیش بینی. کنش ها وواکنش های انسانی در تمامی لایه های خویش رو به تزاید نهاده اند و این روند منتج به بروز تحول در موازنه های داخلی و بین الملی گردیده است، موازنه هائی که تا پیش از این اعتقاد بر ایستائی آنان می بود. این دگرگونی که عصری نوین را رقم خواهد زد، دورنماهای شگرفی مبتنی بر توسعه و شکوفائی را شامل خواهد گردید، لیکن هم زمان موجبات برهم خوردن موازنه های موجود جهانی را فراهم خواهد آورد، از اینروی می بایستی ضمن تصحیح خطاها با تهدیدات نوین جهانی نیز مقابله نمود. واقعیت نوین امروزی، نیازمند همکاری هر چه نزدیکتر در سطح بین المللی است. تمامی بازیگران مسئولیت پذیر عرصه بین المللی می بایستی به گونه ای عمل نمایند که نتایج پژوهش های آنان در زمینه مبارزه با این پدیده های نوین، در دسترس و از اینروی مورد بررسی دیگر فعالین این عرصه قرار گیرند تا مگر با ایجاد هم گرائی لازم نائل به دست یافتن به پاسخی همگرایانه در قبال این تهدیدات، گردیم. امروزه روز، وظایفی که بر عهده سفیر اعزامی به تهران نهاده گردیده اند، بس پر مسئولیت و هم زمان بس جالب می باشند.

دو کشور ایتالیا و ایران بهره مند از سنتی دیرینه در زمینه هم گرائی، گفتمان و همکاری می باشند. از اینروی در پهنه گسترده تاریخ، دو کشور دوشادوش یکدیگر به مقابله با مشگلات مشترک، شتافته اند. این دو کشور، گاهاً در بستر سده های دیرین تاریخ کهن خویش، در منظر یکدیگر به مثابه سرچشمه مشگلات نمود یافته اند و از ورای یکچنین تجربه گرانباری است که نائل به یافتن زبانی مشترک قادر به فائق آمدن بر دشواری ها و نهایتاً تبدیل این دشواری ها به راه حل ها و تنش ها به فرصت ها، گردیده اند. شبه جزیره ایتالیا و فلات ایران در بستر تاریخ گرانبار خویش پدیدآورنده دو گاهواره تمدنی بزرگ و دو امپراتوری عظیم بوده اند. پدیده های شکل گرفته بر حول محور ارتباطات و رقابت ها میان این دو امپراتوری، پدید آورنده مرزی تاریخی بوده اند. همانا مرزی که در آغازین مراحل شکلگیری خویش، پوینده راه برقراری ثبات و در پی آن رشد روند ره به تزاید همکاری های دو جانبه، بوده است. مرز پدید آمده، خود تسهیل کننده تردد افراد، مبادله کالا و تبادل افکار متفاوت، گردید. این پدیده نهایتاً موجبات شکوفائی مکمل گونه و دو سویه دو کشور گردید. این دو امپراتوری بزرگ، با عنایت به یکچنین واقعیتی نائل به ایفای نقش به سزائی در عرصه ثبات بخشی و شکوفائی جهان کهن ایفا نموده اند. ایتالیا و ایران، به خوبی قائل به این واقعیت بوده و از اینروی از توان ارزشگزاری لازم نسبت به چگونگی فائق آمدن بر تفاوت ها، مدیریت پیچیدگی ها و پدید آوردن پیوند میان تفاوت ها، بهره مند می باشند.

دو کشور متبوع ما، در طی سده ها، نقش بسزائی را در زمینه تقویت و توسعه محورهای بزرگ ارتباطی جهان، ایفا نموده اند. نمونه شاخص این نماد همانا راه ابریشم می باشد. راه ابریشم در بستر پر تکاپو و پر تضاد خویش، در ایران سرچشمه حیاتی خویش و در ایتالیا، بندرگاه نهائی خویش را یافت. راه ابریشم، در بستر هزاران ساله خویش، موجبات تسهیل انتقال کالا، فن آوری و افکار نوین از خاورزمین به حوزه مدیترانه را فراهم نمود. در قاره اروپا نیز شبه جزیره ایتالیا وظیفه تاریخی انتقال تمامی این پدیده ها به سوی اروپای شمال باختری را عهده دار گردید و در مسیر بازگشت خویش، جریان های نوین برآمده در شمال باختری اروپا را دریافت و آنگاه آنان را دگرباره و اینبار از طریق جهان اسلام و ایران، به سرزمین های خاوری منتقل می نمود.

ایرانی ها و ایتالیائی ها، در متجلی ساختن هر چه مطلوبتر تمامی تکالیف تاریخی که بر عهده ایشان نهاده شده بود به ویژه در عرصه بسط گفتمان میان خویش و همچنین میان خویش و دیگران، به خوبی عمل نمودند. از اینروی، این ویژگی مستتر در نهاد دو کشور که خود برآمده از پیشینه امپراتوری این دو کشور می باشد، هم اینک نیز آن نیز در پی گذشت سده ها، بل هزاران سال، همچنان به عنوان نیروی الهام بخش و قوه محرکه دو کشور در راستای تسهیل امر میانجیگری میان دیگران، کار آمد می نماید. اینگونهتوانائی های نهفته در پیشینه تاریخی دو کشور، موجبات پدید آمدن پیوندهای فرهنگی و معنوی میان مناطق وسیع جغرافیائی جهان، گردیده اند. زبان های این دو کشور موجبات توسعه اتحاد و فرهنگ های دو کشور موجبات شکلگیری ابزاری کارآمد قادر به توضیح واقعیت های دیگر نقاط جهان را موجب گردیده است.

امروزه روز نیز تمدن های کهن ایتالیا و ایران، ضمن بهره جستن از الهامات درونی خویش از توان پدید آوری ثبات آن نیز از ورای برقراری پیوند میان نوسانات جهان کنونی با استواری حافظه ژرف و تاریخی دو کشور، بهره مند می باشند. خلأ و بحران موجود که موجبات آزردگی ما را فراهم آورده اند، می توانند، چنانچه در بازخوانی روندهای تاریخی معاصر آن نیز از ورای بررسی دو مولفه زمان و فضا، مدیریت گردند. تاریخ به ایرانیان و ایتالیائی ها آموخته است تا در ابعادی جهانی، تفکر نمایند. به منظور رهنمون گردیدن به سمت روندهائی تاریخی، می بایستی به فراتر از وقایع نگریسته شود. می بایستی به تنیدن ارتباطاتی چند سطحی، توجه گردد. ایتالیا و ایران از توان بسط گفتمانی در راستای پیگیری مشگلات نوین جهانی و در کوتاه کلام به توسعه گفتمانی راهبردی میان خویش، برخوردار بوده و در این عرصه از ابزار فرهنگی لازم نیز بهره مند می باشند. در واقعیت امروزین جهان، جهانی مبتنی بر تحولی پر شتاب، خصیصه های پیش اشاره رفته می توانند همچون دو حلقه پیوند دهنده آن نیز از ورای گسترش پیوندها میان محیط های جغرافیائی و فرهنگی متفاوت در راستای یاری رسانی به حوزه هائی که نیازمند یکچنین میا


7